يکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶ - 2017 November 19
 زیرنویســــ  سیدعبدالجواد موسوی، در آخرین پست وبلاگ خود نوشت:

آقای روحانی گفته است به هیچ جناح و گروهی وام دار نیست و دولت او دولتی جناحی نخواهد بود. از صمیم جان امیدواریم این اتفاق رخ دهد و برای معضلات حقیقی و جدی مردم به جای مطالبات اغلب منفعت طلبانه و فانتزی گروه های سیاسی، چاره ای اساسی اندیشیده شود.

متاسفانه در سال های اخیر و شاید حق آن باشد که برای جلوگیری از هرگونه شائبه سیاسی کاری بگویم در همه دوره های سه دولت سازندگی و توسعه سیاسی و مهرورزی، به مردم محروم و بی پناهی که هیچ جرمی جز زیستن در مناطق محروم ندارند توجهی نشده است. سال های سال است که خوزستانی ها و ایلامی ها با مشکل غبار آلودگی هوا دست به گریبانند، آبادانی ها و خرمشهری ها از آب آشامیدنی محرومند و مجروحان شیمیایی سردشت مظلومانه  هر روز مرگ را نفس می کشند. هر بزرگواری هم  که قرار بوده رئیس جمهور شود وعده های سر خرمن داده و بعد هم حاجی حاجی مکه. هیچ یک از نهادهای مدنی و سیاسی قدرتمند هم  در این سال ها  پی گیر مطالبات این مردم مظلوم و خاموش هم نیست. فقط هرچند وقت یک بار یک روزنامه نگار مجنون چیزی می نویسد که آن هم در هیاهوی اخباراغلب  جهت داده شده دیده نمی شود. تازه اگر هم دیده شود چه کسی برای حرف روزنامه نگار تره خرد می کند؟ روزنامه نگار بالذات مجرم و سیاه نماست مگر خلافش ثابت شود. و در چنین اوضاعی است که بسیاری از نابسامانی های دهشتناکی  که حقیقتا مایه شرمساری است از دیدگان بسیاری پنهان می ماند. این روزها ظاهرا حال همه ما خوب است. تیم فوتبال به جام جهانی رفته، تیم والیبال شگفتی آفریده، دولت دهم جایش را به دولت تدبیر و امید داده و...الخ. نمی خواهم این موفقیت ها را ناچیز جلوه دهم. من هم مثل خیلی از ایرانی ها به این توفیق ها می بالم اما به این می اندیشم آن که در سردشت سرفه های ناشی از گاز خردل امانش را بریده و پول دارو و درمان او را از پای درآورده می تواند مثل من از گل آقای قوچان نژاد و یا لبخندهای دل نشین آقای روحانی لذت ببرد؟ نمی خواهم به سبک برخی از دوستان مدعی دفاع از ارزش ها انشای سوزناک بنویسم اما حقیقت این است که به هر لحن و بیانی که شما فکر کنید در این سال ها درباره مسائلی از این دست نوشته ام. فحش داده ام بلکه به کسی بربخورد جواب نداد. التماس کردم جواب نداد. به لودگی و مسخرگی ماجرا را برگزار کردم جواب نداد. چه باید کرد؟ اصلا من که باشم؟! نادر طالب زاده با آن همه اعتباری که پیش بزرگان این مملکت دارد برنامه زنده تهیه کرد درباره آب آشامیدنی در آبادان. برنامه ای که هر سنگدلی را به رحم  می آورد اما تا این لحظه که بنده در خدمت شما هستم هیچ اتفاق قابل ملاحظه ای در آبادان رخ نداده است و مردم صبور و مقاومی  که در مقابل صدام مرد و مردانه جنگیدند هم چنان مشغول آشامیدن آب گندیده هستند. نمی دانم چه باید کرد اما فکر می کنم در چنین وضعیتی وظیفه همکاران من بسیار سنگین است. حالا که آقای رئیس جمهور خود را وامدار هیچ گروهی نمی داند و هم چنین از وجود رسانه های منتقد و آزاد دفاع می کند باید وقت را غنیمت دانست و در کنار همه مطالبات به حقی که تا به امروز مطرح شده  مطالبات مردمی را که حقیقتا مظلوم و بی پناهند  پی گیری کرد.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
زیرنویســــــ تصویری