پنجشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۶ - 2017 September 21
کد خبر: ۱۷
|
تاریخ انتشار: ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۳:۱۱
محمدرضا دربندی
 در برهه ای که کشور و نظام با مشکلات اساسی تری روبرو هستند و هجمه همه جانبه و هماهنگی را از سوی قدرت های استکباری تحمل کنند و در آستانه دو انتخابات مهم قرار داریم، شاید سخن گفتن در مورد حجاب ، در ابتدای امر غیر ضروری جلوه کند

ولي واقعيت اين است كه طرح نيروي انتظامي آغاز شده و خواهي نخواهي، به مسئله روز تبديل خواهد شد، بر اين اساس با نگاهي به عملكرد ساليان گذشته ، موضوع را مورد بررسي قرار مي دهيم.
در خلال سي سال گذشته، چند همايش در مورد حجاب و عفاف برگزار شده است؟ چند كتاب در باره اين موضوع نوشته و منتشر شده است؟ چند پژوهش ميداني در سطح ايران و به خصوص كلانشهرهايي همچون تهران انجام شده است؟ چند پايان نامه دانشگاهي به اين موضوع اختصاص يافته است؟ چند مقاله در اين زمينه نگاشته شده است؟ چند گزارش ويژه در روز نامه ها ، هفته نامه ها و ماهنامه ها به چاپ رسيده است؟ چند گزارش محرمانه توسط مراكز ذيربط تهيه شده است؟ اين چندمين بهار است كه نيروي انتظامي، طرح حجاب و عفاف را پياده مي كند؟ و...
پاسخ اين سوالات روشن است: بسيار زياد ، اما در پاسخ اين سوال كه اين اقدامات ، چه نتايج عملي به بار آورده است؟ بايد بگوييم، هيچ!
علت بي ثمري اين اقدامات چه بوده است؟ كه اتفاقا در اين زمينه هم تعداد قابل توجهي مقاله نوشته شده ، ولي دريغ از اين كه دستگاه هاي ذيربط، آن ها را مطالعه كرده و مورد بررسي قرار داده باشند.
چند نمونه ازعمده ترين دلايل بي نتيجه بودن اين اقدامات را مي توان به شرح ذيل ذكر كرد :
1- درابتدا بايد پرسيد اساسا كداميك از ويژگي هاي مثبت شهروندان ايراني در تقيد به واجبات ديني ، از طريق اقدامات دولت حاصل شده است كه در مورد اين يكي جواب بدهد؟آيا كساني كه مقيد به نماز ، روزه، حجاب، حفظ حرمت اموال و ناموس مردم هستند، آن را از كتاب هاي درس ديني، برنامه هاي تلويزيوني واقدامات تشويقي دولت ياد گرفته و به آن ها عامل شده اند يا تحت تربيت صحيح خانواده، بستگان موثر، معلمين متعهد، دوستان مقيد و امثال اين ها، به اين باور رسيده اند؟ اين سخن به اين معنا نيست كه اين آموزش ها و تاكيدات از سوي مقامات مسئول وجود نداشته باشد، بلكه منظور اين است كه نبايد فقط به اين چيزها دل خوش كرد. در واقع عوامل تربيتي از يك سو و اقدامات تبليغي و تشويقي از سوي ديگر، لازم وملزوم يكديگر بوده ومكمل هم به شمار مي آيند .
2- دليل دوم اين است كه اكثريت گروه هاي مرجعِ جوانان و نوجوانان ما، اعم از هنرمندان و ورزشكاران و ... كه به نوعي الگوي همسالان خود قرار مي گيرند، اهل مراعات اين موضوع نيستند. بديهي است هر كس تلاش مي كند تا خود را شبيه به قهرمان مورد علاقه اش سازد و هنگامي كه جمع قابل توجهي از نام آوران هنري و ورزشي ما، حجاب و عفاف را در پوشش و رفتار خود رعايت نمي كنند، به سرمقلدين آن ها نيز همان مي آيد كه در جامعه مشاهده مي كنيم.
3- عدم ارائه الگوهاي رفتاري موفق در رسانه ها مي تواند به عنوان دليل سوم شمرده شود . كم نيستند بانوان موفقي كه ضمن رعايت حجاب ، حضور اجتماعي موثري داشته و در حوزه تخصصي خود، حرف اول را مي زنند. اما آنچه مهم است اين است كه ببينيم در مراسم ويژه و جلسات بزرگداشت و تقدير ، تاچه اندازه به معرفي و قدرداني از اين گروه پرداخته مي شود؟ در تبليغات شهري، چقدر اين الگو ها مورد استفاده قرار مي گيرند؟ در سريال ها و فيلم هاي سينمايي ، از چند درصد شخصيت های مقيد به رعايت حجاب استفاده مي شود؟طبيعي است كه با وضعيت كنوني نمي بايست انتظاري از دختر و پسر جواني داشته باشيم كه اين الگو ها به وي عرضه نمي شود؟
4- شكل گيري فرهنگ غير رسمي شايد يكي از مهم ترين اين دلايل باشد. چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه بپذیریم و چه کتمان کنیم، بعضی از خانواده های ايراني ، متاثر از برنامه هاي ماهواره اي در حال استحاله فرهنگی و دور شدن از فرهنگ سنتی و كهن ايرانيان مسلمان هستند. بايد توجه داشته باشيم كه آمار ها چه می گویند؟ چند درصد خانواده ها از ماهواره استفاده مي كنند و در معرض تبليغات حساب شده و غير مستقيم برنامه ها و سريال هاي مروج بي عفتي هستند؟ چند در صد جوانان با استفاده از فيلتر شكن، به درگاه هاي ضد اخلاقي مراجعه مي كنند ؟ بر اين اساس، از اين نسل چه انتظاري بايد داشته باشيم ؟
5-دليل پنجم را مي توان عدم توجيه نسل جديد نسبت به مسئله عفاف و حجاب، با ادبيات مخصوص آنها دانست. در اين زمينه به سخنان مقام معظم رهبري - در سفر به خراسان شمالي- اشاره مي كنم. ايشان به مسئولان استان فرمودند:
به این کانون هاى فرهنگى و هنرى بروید و پذیراى جوان ها باشید. با روى خوش هم
پذیرا باشید؛ با سماحت، با مدارا. فرمود: «و سنّة من نبیّه»، که ظاهراً عبارت است از «مداراة النّاس»؛ مدارا کنید. ممکن است ظاهر زننده‌اى هم داشته باشد؛ داشته باشد. بعضى از همین هائى که در استقبالِ امروز بودند ، خانم هائى بودند که در عرف معمول به آنها «خانم بدحجاب» می گویند ؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟
بر اساس گزارش هاي شفاهي، سپس ايشان سخناني به اين مضمون ايراد كردند: يك ايراد اساسي هم به خود ما مربوط است كه براي روشن شدن آن ها كاري نكرده ايم. كدام يك از مراكز مربوط، براي تبيين مسئله حجاب برنامه اي داشته و اقدام موثري كرده است؟
6- امنیتی کردن موضوع ، دليل ششم است. در بعضی موارد دیده شده است دخالت نیروی انتظامی ، يك موضوع ساده را به مخالفت با سیاست های اقتصادی و سیاسی دولت گره زده و بی حجابی و پوششِ مانکنی، درمعنای خاصی كاربرد پیدا کرده است، همان طور که مسئله حجاب در اروپا، دارای معنای خاصی شده است.
البته باید توجه داشت، بر اساس نظر سنجی های انجام شده، گروه هاي حرمت شکن و هنجار شکن، جمعیتی چهار درصدی را تشکیل می دهند و متخلفان عالم و عامد ، جمعیتی یازده در صدی دارند اما چهل ونه درصد اين افراد غافلان و پیروی کنندگان از مد مي باشند.
چه بايد كرد؟
آنچه به نظر اينجانب مي رسد اين است كه يكي از مراكز مسئول با تشكيل اتاق فكر، رسيدگي به اين مطلب را در دستور كار خود قرارداده و بدون تبليغات و درفضايي آرام ، موضوع را با تاكيد بر سه رويكرد زير دنبال نمايد :
1- آنچه در بخش آسيب شناسي ذكر شد، مورد توجه جدي قرار گرفته و براي رفع آن برنامه ريزي شود.
2- با مطالعه "روش هاي تغيير رفتار"، از نتایج آن پدران، مادران، معلمين، مديران رسانه ها، تهيه كنندگان و كارگردانان فيلم ها و سريال ها و كليه مسئولين ذيربط را آگاه سازند تا تلاش هاي آنان تاثير گذار شود.
اين روش ها مي تواند از ميان روش های تغییر رفتار تعريف شده ، عینا انتخاب یا بومی سازی گردد. براي مثال مواردی مثل روش هاي تغيير رفتاري كه در مديريت رفتار سازماني براي اصلاح رفتار كاركنان ارائه شده است، مانند روش : بازشدن يخِ¬ انگاره هاي قبلي، ايجاد انگاره هاي جديد و فريز كردن وضعيت ايجاد شده. يا روش هايي كه در روان شناسی باليني به کارمی رود، مثل تقويت افتراقي، جهت خاموش كردن رفتار نا به هنجار و تقويت رفتار هاي به هنجار و يا روش الگوپذيري از گروه هاي مرجع كه مبتني بر جذب الگو، جذب رفتار و سپس نهادينه شدن رفتار است .
همينطور روش هايي كه در علوم ارتباطات براي اقناع مخاطب طراحي شده است و نيزروش هاي ديگری که در ساير علوم ارائه گرديده و در موضوعات مشابه، جواب داده است.
از روش های فوق، درتشویق مادران جوان به شیر دادن نوزادان خود، ترغیب زنان خانه دار به نیمه پز برنداشتن گوشت ، کنترل جوانان در درگیری های خیابانی، به صفر رساندن آمار تصادفات ناشی از مست بودن راننده و... استفاده و نتایج جالبی گرفته شده است.
3- براي يافتن راه كار هايي اجرايي به منظور "درونی کردن مسئله حیا " و مشخصا تغيير رفتار شهروندان در ارتباط بارعايت "وزانت در پوشش" و "تعامل با نامحرم" طرح زير اجرايي گردد :
الف) انتخاب متخصصاني از گروه هاي زير و توجیه ایشان نسبت به مسئله :
1- روان¬شناسان اجتماعي
2- جامعه¬شناسان
3- متخصصين رفتار سازماني
4- متخصصين علوم ارتباطات
5- متخصصين تعليم و تربيت
6- کارشناسان عمليات رواني
7- اسلام¬شناسان
8- افراد صاحب تجربه
ب‌) تعیین هدف رفتاری مشخص، به اين ترتيب که : ما می خواهیم هر کس در هر مرحله ای از رعایت حجاب و عفاف است، دقت و مواظبتش بیشتر شود تا یک قدم جلو تر بیاید. در این صورت ممکن است در ابتدا از بی حجاب ها خواسته شود که در ادارات، بانک ها و دانشگاه ها حجاب بهتری داشته باشند، سپس در مرحله بعدی که این موضوع نهادینه شد، از آن ها خواسته شود برای رفتن به پارک، سینما و باشگاه ورزشی هم این موضوع را رعایت نمایند. در هر صورت به وضع حجاب آن ها در مهمانی های خصوصی و جشن ها و عروسی هایی که در ملاء عام نیست، دخالتی نمی شود.
ج) از اعضاي شش گروه اول خواسته شود :
1- با توجه به رشته تخصصي خود ، مدل " تغيير ذهن و رفتارِ" مورد نظر خود را بيان نمايند.
2- اين مدل را در مورد موضوع مورد بحث ، يعني حجاب و عفاف كاربردي كنند.
3- مخاطب طرح، نسل جوان - اعم از دختر و پسر- باشند.
4- با توجه به غير متخصص بودن مجريان، يعني پدران، مادران، معلمين، مديران رسانه ها، تهيه كنندگان و كارگردانان فيلم ها و سريال ها و كليه مسئولين ذيربط ، ضميمه اي براي توجيه ايشان تهيه شود.
5- در اين طرح، تغيير رفتار هاي هيجاني و نا پايدار مورد توجه قرار نگيرد. مثل تصميم گيري متاثر از مرگ عزيزان، فضای ايجاد شده در تاسوعا و عاشورا و شب هاي قدر و ....
6- به هیچ وجه سراغ "مطالعات نظري" ، " بررسي هاي ميداني" و "تنظیم سند راهبردی" در مورد حجاب و عفاف نروند و از نتایج پژوهش هایی که در شورای عالی انقلاب فرهنگی، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت کشور ، شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، موسسه ریحانه النبی و... انجام شده، بهره برداري نمایند.
7- طرح نهايي به صورت ملي ديده شود .
8- نقش پدران و مادران، مربيان، رسانه ها و سازمان هاي ذيربط، به تفكيك لحاظ گردد.
د) از گروه اسلام شناسان خواسته شود، با مطالعه تاریخ انبیاء، سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) و علمای عرفان و اخلاق ، روش های تربیت اصحاب و یاران و چگونگی تحت تاثیر قرار دادن مخاطبان را در رفتار و گفتار ایشان بررسی کرده و نظریه های خود را ارائه نمایند.
ه) از گروه افراد با تجربه خواسته شود ضمن تدوین تجربیات خود، به جمع¬آوري تجربيات خانواده های موفق، مدارس خوب، مجامع¬ مذهبي و موسسات موفق خارجي و... بپردازند. همچنین آسيب شناسي كار هاي قبلي را فراموش ننمايند تا مجددا در آن دام ها گرفتار نشوند.
برای نام گذاری طرح هم، به جاي بهره گیری از کلمه حجاب يا عفاف ، بهتر است از عنوان "حيا " استفاده شود، زیرا :
- موضوع حيا مانند حجاب حساسيت برانگيز نيست .
- بي حيايي، حتي براي بي حجاب ها هم تابو است و از مخاطب قرارگرفتن با صفت "بي حيا " ناراحت مي-شوند .
- اين موضوع هنوز مانند حجاب "دست خورده" نشده است .
- حيا چند موضوع اساسي، از جمله حجاب و عفاف را شامل مي شود .
- ونهايتا حيا اختصاص به خانم ها نداشته و شامل مردان هم مي گردد.
آیا به نظر شما راه حل ديگري براي مهار اين بحران وجود دارد؟
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
زیرنویســــــ تصویری