سه‌شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ - 2017 December 12
زیرنویســــ  طي چند روز اخير در دنياي مجازي و شبكه‌هاي اجتماعي، پوستري با عنوان جذاب و احساسيِ "هنوز اميد هست" دست به دست مي‌چرخيد كه به اشتباه پوستر تبليغاتي جديد نيكون به بهانه گم شدن سه كوهنورد ايراني در بازگشت از فتح قله 8051 متری برادپيك تلقي شده بود و با توجه به شرايط احساسي فعلي جامعه نسبت به اين اتفاق،‌ پوستر با استقبال گسترده‌اي مواجه شد.

تا آنجا كه در اولين مواجه بسياري از بزرگان اين عرصه، لايك‌هاي‌شان را نثار پوستر كردند و به تعريف و تمجديد از آن پرداختند و برخي پس از مدتي تامل، اين ابراز علاقه را پس گرفتند. با اين حال كمي توجه به پوستر كافي بود تا مشخص شود كه اين پوستر يك پوستر رسمي و براي آگهيِ برندي مثل كانن يا نيكون نيست.

مثلا فارغ از تكراري بودن ايده و پايان عمر USP براي face detector و كمپين‌هاي مربوط به آن، زير اسامي كوهنوردان خط قرمزي كشيده شده بود كه در پوسترهاي تبليغاتي اين اتفاق نمي‌افتد و اندازه و رنگ كادرهاي face detector دقيقا همان رنگ و اندازه خطوط زير اسامي بود در حالي كه اين كادر ها بصورت كامل نيست و معمولا به رنگ سبز و با ضخامت كمتري هستند و با آنكه ظاهر پوستر بسيار شبيه كارهاي اورجينال تبليغاتي اينچنيني بود ولي اصلا عنوان برندي در پوستر ذكر نشده بود.

فارغ از اين مسايل رفتار حرفه‌اي بازاريابي در هيچ شركتي در حد و اندازه‌هاي كانن يا نيكون به خود اجازه نمي‌دهد كه از شرايط احساسي جامعه‌اي، به نفع شرايط مادي خود بهره‌برداري كند و بخواهد در لفاف همدردي، كسب سود كند. دنياي بازاريابي حرفه‌اي امروز، دنياي اخلاق و صداقت است. در دنياي حرفه‌اي بازاريابي كه به مسايلي فراتر از وفاداري مشتريان فكر مي‌كنند و دارند استراتژي‌هاي Brand love را پايه‌ريزي مي‌كنند، قطعا وجود چنين اشتباهات فاحشي قابل باور نيست.


اما نكته جالب ديگر اين حمايت از پوستر،‌ مقوله جذاب شايعه است! شبكه‌هاي اجتماعی مجازي همانقدر كه آدم‌ها را به يكديگر نزديك كرده‌اند،‌ فضا را براي شايعه و استفاده و گاهي سواستفاده از احساسات مردم بازتر كرده‌اند و همچون گلوله‌اي برفي، كه در سراشيب تپه‌هاي برفي هرچه بيشتر پيش مي‌رود، بزرگتر و بزرگتر مي‌شود، عمل مي‌كند. "ويرژيل" شاعر رومي سده اول پیش از ميلاد، در مورد شايعه و سرعت انتقال آن مي‌گويد: «اي شايعه، هيچ شيطان ديگري از تو سريعتر و تندتر نيست. تو با هر حركتي كه به جلو مي‌روي و پيشرفت مي‌كني قدرت ويران‌كننده و تخريبي بيشتري به دست مي‌آوري.» وي در جاي ديگري مي‌افزايد: «شايعه كه پيام‌آور اشتباه و تيزپاترين بلاها است در دل‌ها وحشت مي‌افكند و با انتشار قدرت مي‌گيرد».

و اينترنت، و ساده‌انگاري‌ما، بستر انتشار و قدرت بخشيدن به شايعه است. این که چقدر از این محبیوبیت بخاطر تصورات مردم از این است که شرکت‌هایی مثل کانن یا نیکون به گم شدن کوهنوردان ایرانی توجه کرده‌اند قطعا در این محبوبیت بی‌تاثیر نیوده ولی چنین توجهی با اهداف مادی قطعا اشتباهی است که این شرکت‌ها مرتکب نخواهند شد.

تمام اين اتفاقات و حرف‌ها، بهانه‌اي شد تا طراح اين پوستر ایرانی که با نیت خیرخواهانه طراحی شده را به كمك يكي از دوستان عزيزم -سپاس از او- پيدا كنم و در خصوص نحوه شكل‌گيري ايده اين پوسترِ حالا محبوب با آرش اصغري گفتگو كنم.


(آرش اصغري)
آقاي اصغري. ايده اين پوستر از كجا اومد؟

اگر بخوام صادق باشم، این ایده به ذهنم رسید و اجراش کردم و بعدا متوجه شدم بسیار شبیه به ایده تبلیغات دوربینی بود که خیلی وقت پیش دیده بودمش. اما در اون شرایط حساسی که به وجود اومده بود و ممکن بود بتونیم با کوچکترین کمکی٬ باعث جلب توجه خبرگزاری‌هایی که خودشون رو به خواب‌زده‌ بودن بشیم. برای همین پس از به وجود اومدن ایده در ذهنم خیلی معطل نکردم و سریع دست به کار شدم. جون اون سه کوهنورد هموطن‌مان در خطر بود و نمی‌شد به استفاده‌های دیگری که از این تصاویر می‌شود کرد فکر کرد.

الان به چه كاري مشغول هستي؟

کار اصلی من طراحی اینترفیس هست ولی آدمی هستم که نمی‌تونم خودم رو محدود کنم و گاهی کارای شخصی انجام می‌دم، مثل همین پوستری که مشاهده کردین. در اون شرایطی که چند روز گذشته به وجود اومده بود٬ دیدم که هر کسی بسته به توان خودش داره تلاش می‌کنه که این خبر رو به گوش خبرگزاری‌ها برسونه٬ منم دیدم که وظیفه انسانی منه که از توانایی‌هایی که دارم در جهت کمک به دیگران استفاده کنم.

احتمالا مي‌دوني تو فضاي مجازي اين پوستر داره به اسم پوستر جديد نيكون منتشر مي‌شه. نظرت چيه؟

جالب اینه که از این قضیه اطلاع نداشتم واقعا. چون اگر هم بشه درست نیست، این دوربین Canon هست. به نظرم اصلا مهم نیست چه دوربینی در کار استفاده شده. حداقل برای من مهم نیست. چون مفهوم و موضوع کار این نیست. فکر می‌کنم نیکون بوده که این ایده رو اول استفاده کرده، ولی خب درباره صورت‌هایی بود که دیده می‌شدن، اینجا از دور یک کوه رو نشون دادم که دوربین تونسته سه نفر رو شناسایی کنه. شاید حسی که اون لحظه به وجود اومده بود اینه که گروهی که دارین به دنبال کوهنوردای ایرانی می‌گردین! چشمانتون رو بیشتر باز کنین٬ شاید هنوز زنده‌اند.

چرا اسم برندي رو نذاشتي روي پوستر؟

من هم مثل همه، دوستان و همکارانی دارم که قبل از انتشار هرچیزی یک بار باهاشون مشورت می‌کنم، یکی از همکارانِ قدیمیم، سالار کابلی؛ بهم گفت که لوگوی کنن رو بردارم چون اگر لوگو هم تو کار باشه، ۹۹ درصد تبلیغات می‌شه. قصد ما هم فقط کمک به کوه‌نوردان بود نه تبلیغات برای برند خاصی٬ اما ممکن بود که اگر لوگوی کانن می‌بود الان شما می‌گفتید که چرا لوگوی کانن رو بر نداشتید؟!

علت اين كه كادرهاي تشخيص چهره قرمزن چيه؟ در حالي كه معمولا رنگ این کادرها سبز است؟

راستش اگر به روان‌شناسی رنگ‌ها توجه کنید می‌بینید که رنگ سبز احساس آرامش رو در ذهن کاربران تداعی می‌کنه٬ اما شرایط اون لحظه آرامش نبود. بلکه جان چندین نفر بود که باید نشان می‌دادیم که در خطرند٬ حتی با ایجاد احساس خطر کوچکی با استفاده از قاب‌های قرمز رنگ.

فكر نمي‌كني اين که زير اسامي خطي با همون رنگ تشخيص چهره كشيده شده كارو مصنوعي و آماتوور كرده؟

اطلاع ندارم شما نسخه اصلی پوستر رو دیدید یا نه، ولی تو نسخه اصلی همچین خطوطی رسم نشده. گرچه خودم چندین نسخه از پوستر خودم رو دیدم.

چرا يك دوربين كامپكت را انتخاب نكردي و اس ال ار انتخاب كردي؟ در حاليكه در چنين شرايط كوهستاني معمولا حمل دوربين كامپكت براي افرادي كه درآن منطقه هستند خيلي راحت‌تر است؟

به خاطر اینکه اس ال ار می‌شه روش لنز نصب کرد و فاصله‌های دور و سخت رو باهاش دید. کامپکت لنزش این قابلیت رو نداره. به تعبیر دیگه٬ می‌شه گفت که دوربین SLR برای عکس‌برداری‌های حرفه‌ای و دارای زوم بالا و .. استفاده می‌شه٬ باز هم می‌شه به اهمیت موضوع اشاره کرد و این که باید عمیق‌تر به جست و جو پرداخته بشه نه مثل دوربین کامپکت سطحی و از دور.

اگر مدير يك برند مطرح دوربين بودي حاضر بودي اين پوسترو براي آگهي تبلغاتي كار كني و از طريق احساسات مردم بفروشي؟

من کاملا مخالف فروش جنسی به مردم از طریق تحریک احساساتشون هستم. و فکر می‌کنم اینکه سه کوهنورد ایرانی در خطر مرگ قرار داشتن رو برای فروش دوربین استفاده کنم کار بسیار کثیفیه. این کار باعث می‌شه که حتی اگر کاربر دوربین شما رو هم خریداری کرد فرایی‌روز هروقت اون رو ببینه یاد منظره این پوستر بیوفته و به خاطر اون‌ها ناراحت بشه. مسلما مدیر یک برند بزرگ اصلا دوست نداره که کاربران محصولاتش رو با یه احساس بد و مرگ چندین نفر یاد کنند.

فكر مي‌كني اگر اين آگهي واقعي بود مردم چقدر از اين دوربين مي‌خرديند؟

اگر این آگهی واقعی بود ... فکر می‌کنم این آگهی خیلی جلب توجه می‌کرد و بیشتر باعث می‌شد مردم حس بدی نسبت به من پیدا کنند. اگر کوهنوردانی وجود نداشتند؛ داستان کاملا متفاوت بود و خیلی مورد توجه واقع می‌شد و فکر می‌کنم باعث فروش بیشتر دوربین می‌شد. چون کاملا قدرت یک دوربین داره به رخ کشیده می‌شه٬ حتی اگر در دنیای واقعی چنین امری امکان‌پذیر نباشه.

حرف آخر...؟

حرف آخر اینکه، این استقبال برای من غیر منتظره بود. این حرف‌ها رو خیلی شنیدم که "فقط از فرصت سو استفاده کرده" و " خواسته با احساسات مردم خودش رو بالا ببره" من یک پسر ۱۹ ساله هستم که تو لاهیجان زندگی می‌کنم؛ نه تجربه کوهنوردی دارم نه تواناییش رو چون بیشتر سال‌های زندگیم پشت کامپیوتر سپری شده. خبری رو شنیدم که سه کوهنورد ایرانی گم شدن و هنوز امید هست برای بازگشت‌شون، باید از همه دوستانِ توییتر تشکر کنم چون اگر اونها نبودن این قضیه کاملا مسکوت می‌موند.

توییت‌های زیادی می‌خوندم که می‌گفتن: شما جوگیر شدید و احساسی عمل می‌کنید، اینو باید بدونیم که ما همگی انسانیم؛ احساسات داریم و وقتی با مساله احساسی روبه رو می‌شیم احساسی عمل می‌کنیم و این اصلا یک مشکل نیست. هرکسی باید کاری رو می‌کرد که از توانش بر می‌اومد. منم با خودم فکر کردم و تنها کاری که از من بر می‌اومد طراحی همین پوستر بود. فکر می‌کنم حداقل تونستم کاری کنم که چند نفر بیشتر آگاه بشن.

چندین بار گفتند که باید نوشته‌های روی پوستر رو عوض کنی، ولی من هیچوقت همچین کاری نکردم چون بعد از مدت‌ها میانِ دوستانِ خودم وجودِ واقعی "امید" رو حس کردم. و با خودم گفتم این پوستر برای همیشه همینطوری می‌مونه تا "امید" مردم رو در یک بازه زمانی نمایندگی کنه. در آخر هم ممنونم از تمام دوستانی که تمام تلاش‌شون رو برای اطلاع‌رسانی انجام دادند و همینطور بسیار متاسفم که سه کوهنورد ایرانی رو از دست دادیم. امیدوارم همیشه در آرامش باشن.


منبع کافه سینما

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
زیرنویســــــ تصویری