پنجشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۶ - 2017 September 21
ما هنرمندانی را هم داریم که در مشکل مالی از دنیا می‌روند مثل مهدی فتحی. این شخص شاید به لحاظ مادی حتی نتوانست به خانواده خود سودی برساند.
زیرنویســــعلیرضا خمسه برای خیلی‌ها یادآور "آپارتمان شماره 13"، "جیب‌برها به بهشت نمی‌روند"، "من زمین را دوست دارم" و مخصوصا "دو نفر و نصفی" از ساخته‌های یدالله صمدی است.

خمسه کمدینی است که در بازی خود اغراق نمی کند، خودش است و بیشتر از بازی‌های زبانی به بازی‌های بدنی و فیزیکال مشهور است.



در یک روز گرم به کارگاه بازیگری اش می روم. بعد از تعطیل شدن کارگاه پشت میز کار می نشیند و مصاحبه ما بیشتر به یک گفتگو و سوال و پرسش های کوتاه نزدیک می شود. درحین مصاحبه یادش می آید که همسرش پیامک داده بوده و او جوابش را نداده است. همانجا تماس می گیرد تا با او صحبت کند. در طول مصاحبه وقتی از او درباره اخلاقش در خانواده و برخوردش با هسر و دو دخترش می پرسم به گفتگوی خود با همسرش اشاره می کند و به شوخی می گوید خودتان که دیدید چه کسی رییس است! و حتی زمانیکه برای کاری باید زودتر از موعد مصاحبه را تمام کند با خنده می گوید ترجیح می دهم همسر و خانواده ام را داشته باشم تا اینکه یک مصاحبه خوب.

تصوری که از بازی های خمسه دارم با خودش کمی متفاوت است خیلی آرام تر از کاراکتر فیلم هایی است که در بالا نام هایشان ذکر شد. حتی آرام تر از مجموعه‌های تلویزیونی‌ای مثل "هوشیار و بیدار".

خمسه در قسمت اول این گفتگو از جامعه حال حاضر سخن گفت که این روزها در آن حتی کمدین ها هم احساس می کنند موتورشان به سختی روشن می شود چه برسد به اینکه بخواهند به مردم انرژی بدهند و آنها را تحت تاثیر قرار دهند. از علاقمندان به بازیگری می گوید و اینکه چه راهکاری در مقابل آنها می گذارد و اینکه چگونه خودش در این حرفه ماند و نظر خانواده اش در آن زمان چه بود و حالا خودش درباره کار دو دخترش چه فکری می کند یا چه توصیه ای دارد و همچنین از تئاتر درمانی و نقش گروه در شکل‌گیری شخصیت اجتماعی کودکان و نوجوانان. اینکه نظام های آموزشی ما چندان توجهی به بازسازی شخصیت‌های نوجوانان نداشته اند و شاید حتی بدتر جلوی تخیل و رشد و پیشرفت شخصیت ها را گرفته اند.

در قسمت دوم و پایانی این گفتگو، خمسه از تفاوت کمدی و طنز می گوید و اینکه مرز این دو کجاست. خمسه چیزی به نام کمدی فاخر را قبول ندارد و تقسیم بندی دیگری برای کمدی ها قایل است و بعد جریان سینمای کمدی ایرانی را در این روزها به مرد اعرابی تشبیه می کند. وی همچنین از فشارهای اجتماعی و اقتصادی می گوید و اینکه این فشارها گاهی باعث می شود هنرمندان هر نقشی را بازی کنند. خودش اما وقتی می پرسم که چطور تحت تاثیر این فشارها قرار نگرفته است، می گوید ما از مبارزان مرتضی علی (ع) هستیم.


با ما در قسمت پایانی این گفتگو همراه شوید:

*جناب خمسه ظاهرا در زمینه کمدی پژوهش هم می‌کنید. می‌توانید در این‌باره توضیح دهید؟

- بله من دو کتاب تالیف کرده‌ام. کتاب اول "طنز یا کمدی در تلویزیون" نام دارد که چاپ شده است. کتاب دیگری هم دارم با نام "جایگاه کمدی در آثار تلویزیونی کودکان" است که آن هم در حال آماده شدن برای چاپ است.

*چرا کتاب های آکادمیک که در حوزه کمدی نوشته شده باشند کم هستند؟

- اتفاقا آثار زیادی در این زمینه نوشته شده است اما ما کتابخوان کم داریم. اگر الان به خیابان انقلاب بروید حداقل 30 عنوان کتاب می توانم برای شما نام ببرم اما چه کسی وقت یا پولش را دارد!

*یک مساله دیگر هم هست آن هم اینکه در سینما و تلویزیون ایران مرز بین کمدی و طنز مشخص نیست. بسیاری اکراه دارند که فیلم یا سریال خود را کمدی بنامند و از آن با نام طنز یاد می کنند چه تفاوتی میان این دو هست؟

- طنز یک مقوله ادبی و کمدی مقوله ای نمایشی است. یعنی هرکسی که وارد تئاتر، تلویزیون یا سینما با این مضمون می‌شود به کمدی می پردازد.

*با این حال بسیاری اکراه دارند که فیلم یا سریال خود را کمدی بنامند و از آن با نام طنز یاد می کنند چه تفاوتی میان این دو هست؟ یا حتی آن را به طنز فاخر و مبتذل تقسیم می کنند.

- بله بسیاری هم در خیابان ممکن است دوره گردی کنند، درحالیکه آن را یک شغل می دانند. مهم نیست که شما چه می‌گویید، مهم این است که چه انجام می دهید. همه آن کسانیکه دست به اختلاس های بزرگ زدند در سخنانشان قسم از خدا و پیغمبر می خوردند اما حرف که اهمیتی ندارد باید دید نتیجه عملی کارهای افراد چیست. ممکن است حتی من بگویم تراژدی کار می کنم و شما بخندید. آنچه که ما از طنز عنوان می کنیم مربوط به ادبیات است. در سینما و تلویزیون و تئاتر، طنز نداریم بلکه کمدی داریم و خود کمدی هم 40 تا 50 شاخه است مثل کمدی ارزشمند، سخیف و ...

*و یا کمدی های فاخر...

- خیر. ما کمدی فاخر هم نداریم. فاخر دست‌پرورده بعضی از مدیران است که هرچه را که خنده‌دار نیست فاخر می نامند. کمدی فاخر یعنی کمدی که در آن پول زیادی خرج شده است و هیچ کس هم نمی خندد. ما کمدی "ارزشمند" داریم که در موقعیت های مختلف تعریف های مختلفی دارد: کمدی موقعیت، شخصیت، تاریخی و ... همه اینها می توانند ارزشمند باشند یا سخیف باشند. در هر حال هیچ کدام اینها طنز نیست.


*کمدی هایی که امروزه بسیار فراوان شده و در هر یک هم یک یا چند ازدواج وجود دارد از کدام دسته هستند؟!

- اینها کمدی نیست ملودرام است.

*خب پس معیار تشخیص همین درام و ملودرام و انواع کمدی چیست؟

- دیگر برای آموزش دقیق این معیارها باید به آموزشگاه بیایید. کار آموزشگاه همین است که ژانرها و کمدی ها را تعریف کند.

*از شوخی گذشته چطور می شود فهمید که یک کمدی ارزشمند است و دیگری سخیف؟ برای خود من "مارمولک" یک کار کمدی بسیار ارزشمند بود.

- خیلی خوب است همین برای شما یک معیار باشد و باقی کارها را با آن بسنجید. هر اثری که با آن همسو بود می تواند یک کمدی ارزشمند باشد.

* این روزها کمدی‌ها را که می‌بینید چه احساسی دارید؟

- متاسفانه این روزها نمی توانم فیلم ها را ببینم، پس نمی توانم اظهار نظر کنم. با این وجود جریان فیلم و سریال های این روزهای ما جریان آن مرد اعرابی است که به او گفتند "ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی کاین ره که تو می روی به ترکستان است."

* آخرین فیلمی که این روزها دیده اید چه بوده است؟

- فیلمی بود از هنرمندی که بسیار دوستش دارم به نام وودی آلن با عنوان "عشق و مرگ".

*دوست داشتید جای امثال وودی آلن باشید؟

- دوست داشتم مثل آنها این امکان را داشتم که به هرچه فکر می کنم بتوانم آن را بازی کنم.

*این جمله از زبان کسی که در بازی خود خلاقانه عمل می کند بسیار جالب است. خود شما به نظرم هیچ‌گاه به تکرار نرسیدید چرا؟

- تکرار یک آسیب است. وقتی هنرمند در کارش به تکرار می رسد نشان‌دهنده یک آسیب اجتماعی است. مثلا اگر من در شرایط مالی خوبی نباشم هر پیشنهاد کاری را که به من می شود، مجبورم بپذیرم. بسیاری از این نقش های تکراری برگرفته از سوژه ها و کاراکتر های گذشته است و این نقص از توزیع امکانات اجتماعی و اقتصادی مدیران، تهیه کنندگان و ... ناشی می شود.

*اما زمانی هم که همه شرایط فراهم است بازیگری را می بینیم که سالها خودش را تکرار می کند؟

- فشارهای اجتماعی به انسان وارد می شود و بعد عده ای می توانند خود را از این فشارها نگه دارند و  عده ای هم از کوره در می روند. به طور مثال با یک معتاد که صحبت کنید وقتی می خواهد از وضعیت خود دلیل بیاورد می‌گوید که مادرم از پدرم جدا شده بود یا در فقر بودیم و غیره.

* آنهایی که در اوج بی پولی نقش های تکراری بازی نمی کنند، چطور؟

- بله. ما هنرمندانی را هم داریم که در مشکل مالی از دنیا می‌روند مثل مهدی فتحی. این شخص شاید به لحاظ مادی حتی نتوانست به خانواده خود سودی برساند.

جامعه دوست دارد قهرمان بسازد، ترجیح می دهد که یک نفر در فقر بمیرد و بعد از او اسطوره و قهرمان بسازند. متاسفانه برای دولتمردان ما بیماری و سرطان بعضی از هنرمندان خبر خوبی است تا به سراغ او بروند، ملاقات کنند و این گونه خود را نشان بدهند. اما به اینکه چرا این شخص به سرطان دچار شده است کاری ندارند. یکی از دلایل سرطان و سکته همین فشارها و استرس ها است، اگر مسئولان می خواهند کمک کنند باید کارها را ریشه ای حل کنند نه اینکه زمان بیماری به سراغ آنها بروند.

*و با همه این مسایل و مشکلات شما چطور گرفتار این تکرار نشدید؟

- ما مبارزهای مرتضی علی (ع) هستیم. در زمان هایی مثل الان وقتی کارها متوقف می شود به آموزشگاه می آیم و  تدریس می کنم. من تا کنون چند پیشنهاد کار داشتم اما قبول نکردم چون فکر می کنم از نقشم در مجموعه تلویزیونی "پایتخت" بالاتر نیست و در نهایت همان بابا پنجلی "پایتخت" می شود. هنوز هم به خاطر نقش های ضعیفی که در قدیم بازی کردم، بعضی به من می‌گویند آقای خمسه وارد هر کاری نشوید. این خواسته اگرچه حرف درستی است اما صدایشان از جای گرم بلند می شود و نمی دانند که ما در چه شرایط کاری و اجتماعی قرار داریم.

*دوست دارید تجربه هایی مثل "بیست" تکرار شود؟

- تکرار را دوست ندارم اما دلم می خواهد تجربه های جدید و متفاوتی کسب کنم.

*زمانی که فیلمنامه "بیست" را خواندید از متفاوت بودن این نقش نگرانی نداشتید؟

- نه. خوشحال هم شدم. برای من این نقش بسیار جالب بود.

*یک سوال کلیشه ای می خواهم بپرسیم. به نظر شما هنر برای هنر است یا مردم؟

- هر جامعه ای شرایط خاصی را اقتضا می کند. در جامعه ای که مسایل اولیه مثل غذا، مسکن، پوشاک و خوراک تامین نشده شما نمی توانید به مسایل بالاتر بپردازید و به طور مثال از هنر برای خود هنر صحبت کنید.

*مثل هرم مازلو ...

- بله. جامعه ما هنوز دغدغه مسکن مهر و سهام عدالت را دارد. مردم هنوز منتظر هستند که شب پیش یارانه ها واریز شده است یا خیر؟ چقدر ثروت یا توان اقتصادی دارند؟ در چنین جامعه ای هنر در خدمت رسالت اجتماعی و آگاه کردن جامعه قرار می گیرد تا به مردم بگوید در کشور ثروتمندی زندگی می کنند. این هدف هنرمندان است بنابراین ما باید از دولتمردان بخواهیم منطقی تر و درست تر رفتار کنند. باید به هنرمندان برای این رسالت اجتماعی آنها توجه و حتی آنها را حمایت کنند.

*یعنی هنرمندان برای مردم چه می کنند؟

- فرض کنید شما یک آشپز هستید. زمانی که سوپاپ دیگ زودپز شما سوت می کشد یعنی خطری نزدیک است. چند روز پیش در روزنامه ها خواندم که کبد فروشی در ایران بسیار افزایش یافته، این یک خطر است و هنرمند باید در خدمت هشدار دادن این خطرات و معضلات اجتماعی باشد و گوش مسئولان را شنوا کند. آیینه ای در مقابل مسایل و دغدغه های جامعه بگیرد و آنها را نشان بدهد. این کار هنرمند است برای همین هم هنر برای هنر در ایران جواب نمی دهد. ممکن است در کشوری مثل نروژ چون دغدغه های اولیه برطرف شده رسالت های بالاتری اهمیت پیدا کند. به طور مثال هم اکنون دولت نروژ از کسانی که بتوانند برای ذخیره درآمدهای دولت طرحی ارایه کنند جایزه می دهد یا رئیس جمهور آن با لباس شخصی میان مردم و در کوچه و خیابان می آید تا شاید مسایل جدیدی پیدا کند که به او گزارش نداده باشند.

*هنر در اینجا چقدر روی سیاستمداران تاثیرگذار است؟

- در این جا از هنر به عنوان یک ابزار سیاسی استفاده می شود و دولتمردان به جای آن که سیاست را فرهنگی کنند فرهنگ را سیاسی می کنند.

*دولت جدید چطور؟

- اسم این دولت، دولت امید است. کار کمدین ها هم امید دادن است. بنابراین ما باید با این دولت همسو باشیم. حتی به صورت شعاری هم که شده باید دولت را همراهی کنیم چون دغدغه ما و این دولت یکی است.

*پس قرار نیست به عنوان یک هنرمند دولتمردان را نقد کنید؟

- خیر فعلا باید از "امید" بهره گرفت.

*جناب خمسه برای شما پش آمده که تاکنون کاری را به خاطر حرف ها و انتقادهای بعدی مردم قبول نکنید؟

- بله بسیار پیش آمده است و حتی کارهایی داشته ام که هنوز مردم به من می گویند ای کاش در این کار بازی نمی کردی. اما من یادم نرفته است که در چه شرایطی بوده ام که آن کار را قبول کرده ام.

*از میان فیلم هایی که بازی کرده اید کدامیک را بیشتر دوست دارید؟

- فیلم "بیست" را به خاطر متفاوت بودنش دوست دارم و غیر از آن کمدی های "جیب برها به بهشت نمی روند" و "آپارتمان شماره 13" را چون در ژانر کمدی های اجتماعی هستند، دوست دارم.

*فیلمی را نام ببرید که آن را دوست نداشته اید؟

- فیلم هایی وجود داشته که آنها را دوست نداشته ام. مثلا فیلم "چهارشنبه عزیز" که آن را با محمدعلی کشاورز بازی کرده ام.

*اگر همه امکانات و آنچه که نیاز داشتید در اختیار شما بود و بعد می توانستید هر کاری را که می خواهید انجام دهید چه می کردید؟

- کاری می کردم که برای 18 میلیون دانش آموز و دانشجو مفید باشد و به این قشر توجه کند. کسانیکه شنونده ها و بیننده های بالقوه ما هستند و من اگر می توانستم یک اثر کمدی برای توجه به آنها می ساختم.

*به نظر شما هنرمندان تصمیم می گیرند که هنرمند شوند یا جامعه از آنها هنرمند می سازد؟

- هنرمندان انتخاب شده الهی هستند و این هنر در آنها به صورت غریزی وجود دارد. با این حال عواملی هم وجود دارد که به هنرمند شدن آدم ها کمک می کند. استعداد، آموزش و تجربه باید در کنار هم قرار بگیرد و این دانش خودش به افزایش بینش و مهارت ها وابسته است و این مهارت ها از علم هم بالاتر است.

*چه چیزی کمک می کند که جامعه امروز به آن تجربه، پختگی و تعادل شخصیت های آدم ها کمک کند؟

- نظام های فرهنگی ما روی فرد کار می کنند درحالیکه نظام های غربی روی جمع کار می کنند. به همین دلیل است که وقتی وارد جامعه غربی می شوید می بینید که همه از قوانین پیروی می‌کنند چون در گروه و به صورت اجتماعی زندگی کرده‌اند. در ایران هم ما باید بتوانیم روی رفتار جمعی افراد اثر بگذاریم.

البته بخشی از این مساله هم به خانواده ها برمی‌گردد یعنی شخصیت افراد و جامعه‌پذیری آنها ابتدا در خانواده شکل می گیرد. به طور مثال همسر من به سختی می تواند بپذیرد که دختر بزرگمان به تنهایی بیرون از خانه برود چون دایم در روزنامه ها اخباری از خشونت های موجود در جامعه می‌شنود و بعد من نمی دانم که باید از استقلال او دفاع کنم تا شخصیت خود را بتواند شکل دهد یا از مادرش و امنیت و عقلانیت دفاع کنم.

*حالا دوست دارم بدانم این میان از چه کسی بیشتر حمایت می کنید و اصلا اخلاق شما در خانواده با همسر و فرزندان چگونه است؟

- برای دختر کوچکم به شدت مهربان و برای دختر بزرگم بسیار جدی هستم. همسرم را هم که وقتی تماس گرفتید دیدید چگونه با او صحبت کردم.

*و به عنوان سوال آخر فکر می کنید دنیا بهتر می شود؟

- عالمی از نو بباید ساخت و ز نو آدمی... جامعه ای باید بر پا کنیم که خشت اولش درست باشد. باید بسم الله الرحمن الرحیم را از نو برای خود مرور کنیم. خداوندی که به حق بخشنده و مهربان است و اگر ما قبول داریم که بخشنده است پس نباید نگران باشیم و اگر مهربان است پس چرا اینقدر تخم نامهربانی کاشته می شود؟ در این هشت سال در سینمای ایران فقط تنفر کاشته شد و از درون آن مهربانی درنیامد.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
زیرنویســــــ تصویری