دوشنبه ۰۲ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 July 24
مگر بعد از بازگشت روحانی به کشور کسی برایش فرش قرمز پهن کرد؟ و یا شعار مرگ بر آمریکا حذف شد؟ حتی کسانی مانند آقایان هاشمی، خاتمی که خواهان تنش زدایی با آمریکا هستند ...
زیرنویســــسال‌هاست که در صف اول هواداران تنش‌زدایی با‌ آمریکا قرار دارد.حالا که رئیس دولت جدید در کمتر از سه ماه خیلی از تابوهای مذاکره با آمریکا را شکسته معلوم است که تمام حرف و حدیث صادق زیباکلام هم به همین بحث خلاصه می‌شود. هر چه هست بعد از بازگشت روحانی از آمریکا،  باز هم در ایران دو صف مجزا روبروی هم قرار گرفتند؛ موافقان و مخالفان مذاکره با آمریکا. دو قطبی‌ای که از همان لحظه بروز اولین نشانه‌های پیدایش در هنگامه ورود حسن روحانی به ایران، همه را نگران آینده خود کرد. جایی که استقبال‌کنندگان روحانی یا با کفش به سراغ او آمده بودند یا با دسته گل. صادق زیباکلام که در همان روزهای ابتدایی جلوس حسن روحانی بر جایگاه ریاست جمهوری نامه ای سرگشاده به وی در خصوص مذاکره با آمریکا داده بود، در گفتگو با «فردا» از ماجرای آن نامه می گوید.
 

 - به عنوان سوال اول، به نظر شما این ماجرای مذاکره با آمریکا و هیجان  خاص برخی گروههای سیاسی درباره رابطه با آمریکا چگونه و از کجا شکل گرفت؟

یک ماه بعداز آنکه آقای روحانی به عنوان رئیس جمهور منتخب مردم انتخاب شده بود یعنی بعد از مراسم تحلیف ایشان اولین مصاحبه مطبوعاتی خود را با رسانه های داخلی و خارجی برگزار کرد. در آن مصاحبه رسانه های خارجی دو سوال اصلی را از آقای روحانی داشتند که اولی درخصوص آمریکا و دومی در خصوص مباحث هسته ای ایران بود. خلاصه سوال ها هم بدین ترتیب بود که از آقای روحانی می پرسیدند که برنامه شما در قبال آمریکا چیست و در موضوع هسته ای چه برنامه هایی خواهید داشت؟ رئیس جمهور در آن مصاحبه با در نظر گرفتن همه جوانب پاسخ خبرنگاران خارجی را به صورت کلی دادند اما آنچه در صحبت های ایشان بارز بود بحث صلح با همه کشورهای دنیا بود. از همین رو گفتار دوستانه آقای روحانی به مذاق برخی تندروها خوش نیامد و از فردای آن روز بود که این تندروها تخریب رئیس جمهور را کلید زدند و در روزنامه ها و سایت هایی که در دست داشتند اظهار داشتند که بحث دشمنی با آمریکا جزو سیاست های کلی نظام است و رئیس جمهور حق دخالت در این موضوعات را ندارد. آنها اینگونه مطرح کردند که هرکسی حتی غیراز روحانی هم رئیس جمهور بود باید این سیاست دشمنی با آمریکا را ادامه می داد.  
 
-  از نظر شما دلیل این مخالفت چه بود؟

من این سوال را اینگونه پاسخ می دهم که اگر سیاست های قبل قرار بود ادامه پیدا کند یعنی همان روندی که در دوره دولت گذشته شاهد آن بودیم دیگر نیازی به برگزاری انتخابات و انتخاب رئیس جمهور جدید نبود پس این عده باید بفهمند تغییر رئیس جمهور به معنای ایجاد تحولات جدید بود.
 
- و اینکه شما به آقای روحانی نامه ای نوشتید و در آن خواهان ایجاد یک رفراندوم در بحث مذاکره با آمریکا شدید؟

من در آن زمان نامه ای سرگشاده به آقای روحانی نوشتم و در آن نامه به ایشان گفتم که اگر می خواهید تغییری در تنش زدایی با آمریکا انجام دهید ظاهراً برخی با این کار شما مخالفند و این کار را جزو سیاست های نظام نمی دانند. در آن نامه به ایشان گفتم که 19 میلیون نفر به شما رای دادند و این عده به دنبال تنش زدایی با آمریکا هستند چون اگر قرار بود نظری غیراز این داشته باشند و یا سیاست های دولت قبلی را ادامه دهند، خوب این 19 میلیون به آقای جلیلی رأی می دادند. به همین دلیل به ایشان گفتم که همانطور که در قانون اساسی آمده است مسائل مهم کشور می تواند از طریق همه پرسی پیگیری شود. از همین رو به ایشان پیشنهاد دادم که طبق قانون اساسی موضوع تنش زدایی با آمریکا را به رفراندوم بگذارد.  
 
- آقای دکتر! در سفر اخیر رئیس جمهور به نیویورک  مذاکره کوتاهی انجام شد و چند روز بعد از آن دیدیم که رئیس جمهور آمریکا در گفتگو با نتانیاهو چه صحبت هایی را مطرح کرد و از تهدید نظامی سخن به میان آورد!
اولاً که من با شما هم عقیده نیستم و معتقدم در سفر اخیر رئیس جمهور به نیویورک هیچ گونه مذاکره ای با آمریکایی ها انجام نشد. در دوره احمدی نژاد آنقدر با کشورهای دیگر بدرفتاری و دیپلماسی نامناسب برقرار شد که دیپلماسی صحیح و  صحبت کردن طبق آداب سخنوری که آقای روحانی و تیم ایشان در نیویورک به اجرا گذاشت گمان مذاکره را ایجاد کرد اما شما بگویید چه مذاکره ای انجام شد؟ لفظ اینکه آقای اوباما یک سلام و علیک با آقای روحانی کرده مذاکره است؟ اوباما فقط به روحانی گفته خواهان حل مشکلات هستیم. در گفتگوی این دونفر هیچ توافقی هم صورت نگرفته است پس نمی توان آن را مذاکره نامید. از این موضوع که بگذریم، مگر بعد از بازگشت روحانی به کشور کسی برایش فرش قرمز پهن کرد؟ و یا شعار مرگ بر آمریکا حذف شد؟ حتی کسانی مانند آقایان هاشمی، خاتمی  که خواهان تنش زدایی با آمریکا هستند هم مرعوب خوانده شدند و در نماز جمعه شعار مرگ بر آمریکا حتی رساتر هم شد. پس هنوز مذاکره ای انجام نشده و شعاری حذف نشده که برخی موضع گیری خود را آغاز کرده اند.  
 
- به نظر شما چرا این موضع گیری ها در داخل کشور ایجاد شد؟
ببینید در آمریکا هم جریاناتی مانند تندروهای ایران هستند که خواهان دشمنی با ایران اند. دلیل آن هم این است که این جریان حاضر در آمریکا فقط به دنبال سقوط نظام جمهوری اسلامی است و تنها به این موضوع فکر می کند و رابطه ایران با آمریکا و مذاکره این دو کشور آنها را از خواسته اصلی شان که سقوط نظام ایران است دور می کند.
 
- از نظر شما مذاکره با آمریکا کمکی به ایران می کند و برای ما مفید خواهد بود؟
بله. کاهش تحریم ها باعث می شود قدرت ایران به شدت افزایش یابد. به همین دلیل است که آن گروه در آمریکا و گروهی دیگر در تلاویو خواهان جنگ با ایران هستند. رادیکال ها در اسرائیل، آمریکا و حتی در ایران دنبال این هستند که آقای روحانی در کارش موفق نشود. صهیونیست ها، آمریکایی‌های تندرو و رادیکال های کشور خودمان هرکدام به نوبه خود دنبال عدم موفقیت آقای روحانی هستند و نمی خواهند مذاکرات هسته ای به نتیجه برسد. من در این چند سال گذشته در هر مناسبتی که با اصولگرایان مناظره ای داشتم یک سوال خیلی ساده از این عزیزان می پرسیدم. حتی از آقایان رسایی، الله کرم، روانبخش و خیلی افراد دیگر هم این سوال را پرسیدم. گفتم شما که طرفدار مرگ بر آمریکا هستید فقط یک مورد نشان دهید که دشمنی با آمریکا ظرف 30 سال گذشته برای کشور ما یک مورد منفعت به بار آورده باشد. ادامه دشمنی با آمریکا برای ما چه سودی داشته؟ اما در مقابل می توانم چندین نشانه بیاورم که دشمنی با آمریکا چه زیان های هنگفتی که برای ما در بر نداشته است.
 
- با این تفاصیل ، شما آمریکا را قابل اعتماد می دانید؟
 خیر. اما آمریکا همانقدر قابل اعتماد نیست که کشورهایی چون چین، روسیه، هند و سوریه قابل اعتماد نیستند. آمریکا نه از کشورهای دیگر قابل اعتمادتر است و نه غیرقابل اعتمادتر.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
زیرنویســــــ تصویری