سه‌شنبه ۰۴ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 26
من که روز اول هم گفتم تا آخرش هستم و کنار نمی کشم و خیلی چیزها هم هست که پای خیلی ها گیر هست.
زیرنویســــ علی دایی هر چند اصرار زیادی دارد که جزییات پرونده داوری را فاش نکند اما از وزارت اطلاعات، پلیس آگاهی، فدراسیون و رسانه ها و مردم می خواهد که کمک کنند. علی دایی همچنان بر مواضعش پافشاری می کند و در شرایطی که این مصاحبه را می خوانید، همچنان در حال جمع کردن مدرک است. او در این مصاحبه افشا می کند که یک شماره تلفن کلید پرونده محسن قهرمانی است. شماره تلفن ثبت نشده ای که از آن تماس های مهمی گرفته شده است. دایی می گوید روشن شدن این پرونده به پاک شدن فضای فوتبال کشور کمک می کند و مدعی است پای خیلی از آدم های فوتبال در پرونده تبانی گیر است. او درگیر بودن بنگاه های شرط بندی را تایید می کند اما حرف اول و آخرش یکی است. وزارت اطلاعات باید در پرونده فوتبال ورود کند. او می گوید اگر خواست عمومی باشد، وزارت اطلاعات این کار را می کند. مصاحبه با علی دایی بعد از تمرین پرسپولیس و زمان کوتاهی انجام شد. او اصرار دارد که موضوع رسانه ای بماند تا برای همه روشن شود که فوتبال ایران ممکن است دچار چه مشکلاتی باشد. مصاحبه دایی و همشهری جوان را می خوانید.

آقای دایی توضیح می دهید که چرا به ماجرای فساد داوری ورود کردید؟

- ببینید، موقعی که آدم یکسری مسائل را می بیند، نمی تواند چشمش را ببندد. مطمئنا یکسری مسائل را دیدیم و یکسری دیگر از مسائل را هم بهش رسیدیم که این حرف ها پیش آمد. هر کسی وظیفه اش است که برای پاکسازی محیط کارش سعی و تلاشش را بکند، مخصوصا محیط کار ما که مربوط می شود به یک جامعه بزرگ اما متاسفانه وضعیت طور دیگری شده. الان دوستان شما توی مجلاتشان – اشاره به یک روزنامه ورزشی می کند که نقل قول دو سال قبل دایی را منتشر کرده؛ دایی گفته بود نمی خواهد شرافت داوری را خدشه دار کند – نوشته اند که علی دایی دو سال قبل در مصاحبه هایش چیزهای دیگری می گفت. اینها از قول من مصاحبه ای چاپ کرده اند که گفته ام دوست ندارم شرافت داوری خدشه دار بشود. خب من دوست ندارم اما چه ربطی به این حرف ها دارد. موقعی که آدم به یکسری نتایجی می رسد و یکسری چیزها می بیند، مطمئنا باید بگوید. من اگر ببینم وصحبت نکنم، مطمئنا خیانت کردم به این فوتبال.



سوال اصلی اینجاست که شما چرا زودتر این اتفاق را رسانه ای نکرده اید؟

- ما هر زمانی که اتفاقی افتاده است به فدراسیون گفته ایم. همیشه هم همینطوری بوده. من هیچ موقعی را یادم نمی آید که غیر از این رفتار کرده باشم. زمانی که مربی تیم سایپا بودم، قبل از یک بازی داور درخواستی از تیم ما داشت که ما متاسفانه اعلام کردیم و هیچ کس پیگیری نکرد. شما اگر دقت کنید، متاسفانه برخوردها در مورد این ماجرا کلا اشتباه است. الان یک حرف هایی زده شده اما همه به جای اینکه به دنبال کدهایی که من دادم بروند، دنبال زودتر ودیرترش هستند. شما همین برنامه نود را ببینید چطور شروع می شود. اول می آید آنهایی که خیلی اطلاعات دارند را می ترساند و با صحبت هایی که می کند، جلوی انتشار اطلاعات را می گیرد. می آید قوانین فیفا را درمی آورد و در مورد آنها حرف می زند – یکی از آیتم های برنامه نود در مورد داور اوکراینی بود که مادام العمر محروم شد. داوری که هیچ کاری نکرده بود اما درخواست تبانی را هم به اطلاع فیفا نرسانده بود – و کسانی که می خواهند صحبت کنند، کمک کنند را می ترساند و بعد وارد این قضیه و بررسی این فساد می شود. من سوالی که دارم این است که چرا باید یک روز، یک روز و خرده ای قبل از این برنامه ارتباط برقرار بشود ... اگر برنامه نود را دوباره نگاه کنید، آنجا به صراحت اعلام می کنند که ما با هم در تماس بودیم ... چرا باید چنین چیزی باشد؟ حیف برنامه نود اما خیلی راحت اول برنامه می آیند می ترسانند.

فکر می کنید برنامه نود و فردوسی پور هم جزو کسانی هستند که می خواهند جلوی برخوردها و افشای فساد را بگیرند؟

- من کاری به این مسائل ندارم. ببخشید این یک اشتباه فاحش است که اتفاق می افتد. مگر می شود اول برنامه همه را بترسانید. شما برنامه را نگاه کنید دوباره.

برنامه را به صورت کامل یادم هست آقای دایی ولی ...

- دیدید چطور شروع شد؟ اول آمدند قوانین فیفا را آوردند و بعد گفتند هر کس بداند و نگفته باشد هم محروم می شود. این داور اوکراینی؟ نمی دانم کجایی بود که مادام العمر محروم شده. شما می توانستید اجازه بدهید مردم صحبت هایشان را بکنند.

یعنی شما می گویید که عده ای ترسیدند روی خط برنامه نود بیایند؟

- آها ... شما خیلی ها ... خیلی ها هستندکه به من زنگ می زنند و حرف می زنند اما نمی توانند در برنامه نود حرف بزنند. من فکر کنم که آدم می تواند یک پیشنهاد خوب بدهد. فدراسیون بیاید از طریق کمیته اخلاق یک مهلت بدهد و توی این مهلت اعلام کند هر کسی اطلاعاتی از قبل و قدیم دارد بیاید بگوید، بدون اینکه محروم شود. یعنی یک عفو عمومی. بعد هم شرط بگذارند که از آن به بعد اگر کسی چیزی را بداند و نگوید محروم می شود، جریمه می شود، می دانید چه اتفاقی می افتد؟

ظاهرا قرار است مدیرعامل تیم نفتون هم که اطلاعاتی به فدراسیون فوتبال داده، محروم شود...

- همین است دیگر. ما نباید این کار را بکنیم. موقعی که عذر می خواهم، اجازه نمی دهیم حرف بزنند معلوم است که به نتیجه ای هم نمی رسیم. شما اگر مدام از محرومیت حرف بزنی که نمی گذاری کسی حرفش را بزندن.

به هر حال با صحبت هایی که شما کردید همه امیدوارند که این کار را خودتان هم به نتیجه برسانید.

- من که روز اول هم گفتم تا آخرش هستم و کنار نمی کشم و خیلی چیزها هم هست که پای خیلی ها گیر هست.

شما مصاحبه ای کردید و گفتید آقای قهرمانی پرونده ای دارند در فدراسیون فوتبال. فکر می کنید چرا قبل از این رسیدگی نشده؟

- باید کارش را سریع انجام بدهند. البته به نظر من برای پیگیری اینطور مسائل باید خود وزارت اطلاعات وارد بشود، نیروی انتظامی بخش آگاهی اش وارد بشود. اینها می توانند خیلی کمک بکنند. شما خودتان می دانید خیلی ناگفته ها را عین آب خوردن می توانند دربیاورند و باید ما از این نیروهای جامعه بخواهیم این مشکل را حل کنند.

چه کسی باید این اتفاقات را پیگیری کند؟ شاید اراده ای برای انتشار این اطلاعات وجود ندارد ...

- باید اراده ای باشد و مطمئن باشید اگر به نتیجه نرسد به خاطر این است که پای خیلی ها این وسط کشیده می شود والا یک نفر اینقدر جرأت ندارد عین آب خوردن چنین کارهایی بکند و اینطور حرف بزند.



اشاره شما به مدل حرف زدنشان در برنامه نود و دفع کردنشان است؟

- مطمئن باشید. دفاع کردن با این مدلی که من این ساعت از اینجا حرکت کردم، این ساعت غذا خوردم، من این ساعت این کار را کردم ... ببخشید ما حاشیه که نمی رویم، می رویم سر اصل مطلب. مطمئن باشید اگر این مسئله پیگیری بشود مشت خیلی ها باز می شود. من خواهش می کنم از وزارت اطلاعات و آگاهی نیروی انتظامی که حتما وارد این ماجرا بشوند.

به نظر می رسد که شما خودتان هم در نهادهای نظارتی دوستانی دارید که کار را پیگیری می کنید.

- من آشنا دارم، می روم اما فرق می کند. اراده عمومی تفاوت می کند. اینکه فدراسیون بخواهد، وزارت ورزش بخواهد و اراده ای که شما رسانه ها داشته باشید، فرق می کند. اگر من بخواهم تنها بروم می گویند به خاطر خودش این کار را کرده است. من موقعی که شاهد دارم ببخشید شماره تلفنی دادم که ایشان به هیچ عنوان در هیچ جای فدراسیون اعلام نکرده. دیگر باید چه کار بکنم؟ داورها باید شماره هایی داشته باشند که همه چیز بهشان ابلاغ می شود. این آقا اما این شماره تلفن را هیچ جا نداده.

چه شماره تلفنی؟

- یک شماره تلفن اعتباری 0915 است. با این چیزها کارهایشان را پیش می برند. بعد دیدم که یکی در مورد دایی حرف می زند که علی دایی باید ... یک نفری که وقتی جلوی ماست دولا می شود و وقتی پیش ما نیست حرف های دیگر می زند. کسی نیست که نداند در فوتبال ما چه خبر است. شما اصلا نباید به دنبال شاهد و مدرک باشید. بازی مس کرمان و راه آهن سال 87 را نگاه کنید. پنج دقیقه اول بازی ما با سپاهان را نگاه کنید، همه چیز برایتان مشخص می شود.

در پرونده تبانی لیگ یک هم که این همه سروصدا شد، همه شان را بخشیدند.

- خب من که دیگر مسئول بقیه اش نیستم. من به عنوان کسی که دارم توی این بخش کار می کنم چیزی را که می دانم می گویم. چیزهایی را که فکر می کنم به سالم سازی فضا کمک بکند را می گویم.

در این مدت کسان دیگری هم آمده اند به شما مدرک بدهند و کمک کنند؟

- همه می ترسند. همه می ترسند. من موقعی که می گویم اعلام رسمی بکنید، به خاطر همین است. هیات رییسه فوتبال این عفو را تصویب و بخشنامه کند. بگوید ما به هر کسی کمک کرد کاری نداریم یا سابقه هم اصلا حسا بنمی شود (بهمن دهقان همراه همیشگی او می گوید که برای گرفتن اسلحه ها همین کار را کردند و مردم اسلحه ها را تحویل دادند) گفتند هر کسی اسلحه دارد بیاورد و کسی اصلا کاری اش ندارد. الان چنین کاری باید بکنید. شما ببینید الان در تلویزیون مردم را می ترسانند. آقای علیپور حرف می زند و می ترساند. ببخشید با این شیوه ترس اصلا نمی گذارند کسی حرف بزند. الان هر کسی هم حرف بزند می گویند محرومت می کنیم.

الان در ماجرای تبانی هم به نظر می رسد همینطوری شده ...

- ببینید اینها چیزهایی است که ما فهمیدیم. اینها تو چشم بوده. بدجوری زده تو چشممان. می گویم آقا داوری هایی که مشکوک است را بروید نگاه بکنید. مندر هیات مبارزه با تخلفات حرفه ای یک سوال کردم پرسیدیم شما چطوری می نشیند و فیلم بازی مس سونگون و استیل آذین را نگاه می کنید و میگویید این تبانی است؟ پرونده بازی مس سونگون یکی از مهمترین پرونده های تبانی دسته یک است که از بازبینی فیلم ها کامل شد – شما می بینید و می گویید اینها پاس می دهند عقب پس تبانی شده. اینکه کاری ندارد. آنجا 90 دقیقه نگاه می کنید. اینجا 3، 4 تا صحنه است. این 4 تا صحنه را شما نگاه بکنید. من هم که مدارک را می دهم. من که کدها را می دهم. وقتی علی دایی کدها را می دهد تا آخرش باید بروید.

شما نمی ترسید که دچار دردسر بشوید؟

- من از چه چیزی باید بترسم. خدا را شکر فوتبال عشق من است، شغلم نیست. من از فوتبال به خیلی چیزها رسیدم اما الان زندگی ام را از فوتبال نمی چرخانم که ناراحت باشم. امروز مربیگری نمی کنمو فلان نمی کنم. مطمئنا آدم وقتی کاری می کند و حرفی می زند باید هزینه اش راهم بدهد. من هم ایستاده ام اما متاسفانه یک نفره نمی شود. من متاسفانه روزنامه ها را می بینم و تلویزیون که نگاه می کنم، هر کسی یک جوری دارد لاپوشانی می کند. یکی می گوید فلان، آن یکی می گوید تهمت زده... چرا تهمت زدم؟ شما بروید فیلم را نگاه بکنید. آن فیلمی که خدا را شکر طرفدار فوتبال اصفهانی گرفته و همه چیز را نشان می داد ... من یک توضیحی بدهم. ببینید زاویه دید آدم ها 160 درجه است (دست هایش را دو طرف صورتش باز می کند و زاویه 160 درجه را نشان می دهد) الان دارم نگاه می کنم، این هم میدان دیدم است. نمی گویم 180 درجه. این را بروید از دکتر چشم پزشک بپرسید که زاویه دید آدم چقدر است (دوباره دست هایش را باز می کند و توضیح می دهد که چقدر توانایی دید آدم است و محسن قهرمانی چطور می توانسته ماجرا را ببیند) خیلی چیزها هست. مثلا یک خطایی در نیمه دوم بازی هست که روی کفشگری انجام می شود و نمی گیرند و در همان صحنه غلامی با نیلسون تک به تک می شود. ببخشید موقعی که به نفع نباشدش اصلا نشان نمی دهند. من می گویماین خطا کارت قرمز دارد ... بازی راه آهن با مس کرمان توی کرمان که سال 87 بود را یک بار دیگر نگاه کنید. آقای رضا نورمحمدی در شرایطی که هیچ کسی کنارش نیست با سر می زند توپ را توی گل اما این آقا سوت می زند و خطا می گیرد. شما اصلا بروید این را نگاه کنید. اگر این را ببینید خودتان را می زنید. آن موقع ببخشید، عین آب خوردن از این گل رد می شود. یک پنالتی بیخودی هم برای مس کرمان می گیرد و گل را می زنند. خدا شاهد است آن بازی را نگاه کردم دیگر هیچ حرفی نمی توانم بزنم.



بازی پرسپولیس واستقلال که محمد نوری گل زد هم ظاهرا مورد اعتراض شما بوده ...

- یکسری چیزها هست که من نباید وارد بشوم. من کد می دهم شما باید بروید دربیاورد که اصلش چه بوده. اگر نهادهای مسئول این کار را بکنند اصلا به دلی لو مدرک من نیازی نیست. فکر می کنید برای اینجور چیزها کسی شماره حساب می دهد؟ کسی چک می گیرد؟ کسی فلان چیز می گیرد؟ این پول ها از طریق روابط دیگر رد و بدل می شود. اینها رابط دارند. بعد بعضی از این رابط ها دارند خیلی راحت توی فدراسیون کار می کنند، توی فوتبال کار می کنند.

خب اینطوری که نمی گذارند با کسی برخورد بشود.

- مطمئنا دنبالش هستند. نگاه کنید ببینیدچقدر آدم درگیر این ماجرا هستند، مطمئن باشید خیلی از مسائل رو می شود.

جدا از مصاحبه می شود شما اطلاعات را در اختیار ما بگذارید و ما (رسانه ها) پیگیری کنیم.

- پیگیری این کار، کار رسانه ها نیست. باید وزارت اطلاعات و آگاهی ورود کنند.

دایی رابطه بنگاه های شرط بندی و فساد را افشا می کند

آن شماره 0915 همه چیز را مشخص می کند

در برنامه نود اشاره کردید که ماجرای بازی پرسپولیس و سپاهان به بنگاه های شرط بندی مربوط است اما از حرف شما این برداشت شد که می خواهید از شکایت سپاهان فرار کنید.

- اصلا و ابدا. شما نگاه کنید پای بنگاه های شرط بندی وسط هست. اینها خیلی از مواقع می آیند عین آب خوردن خیلی نتایج را عوض می کنند. شما به لیگ برتر نگاهی بکنید و زمانی که یکدفعه نتایج عجیب و غریب می افتد می دانید چقدر سود می کنند این بنگاه های شرط بندی؟ همه جای دنیا هم هستند. من نمی خواهم وارد جزییاتش بشوم چون خیلی مسائل وجود دارد که نباید اینجا گفته بشود اما علی دایی وظیفه اش نیست که برود دنبال این مسائل، علی دایی کدش را می دهد. علی دایی چیزهایی که می تواند کمک بکند را می گوید و مطمئن باشید من یک کدی دادم که اگر بروند پیگیری بکنند از این ... – برای اینکه افشاگری کند لحظه ای فکر می کند ... حالا بگذار بگویم ... از این تلفن خیلی چیزها درمی آید، از این شماره تلفن.

شماره تلفنی که به فدراسیون دادید؟

- بله، خیلی چیزها می توانند دربیاورند. همین آقای داور می آید در برنامه نود می گوید من یک سال و نیم است با آقای مولایی ارتباط ندارم. من نه زنگ زدم نه هیچ چیز اما خود من اینجا بودم که زنگ زده به آقای مولایی راجع به تیم فوتسال مشهد، که من از آقای رویانیان بخواهم تیمپرسپولیس را منتقل کنند. ایشان زنگ زده بود که آقای رویانیان از طریق من تیم فوتسال پرسپولیس را به مشهد بدهد چون یکی از آقایان که اسمش را نمی آورم، تیم فوتسال گرفته بودو با این تیم داشتند تمرین می کردند. یکی از دوست های قدیمی آقای قهرمانی سرپرست آن تیم بود (بهمن دهقان که کنارش نشسته، یادآوری می کند داور بازنشسته) بله یک داور بازنشسته سرپرست تیمی بود که در مشهد تمرین می کردند اما نمی توانستند در مسابقات شرکت کنند. ایشان می خواستند تیم فوتسال پرسپولیس را آنجا ببرند. آقای مولایی به من گفت که ایشان زنگ زده. 2 یا 3 بار هم پیگیری کرد، نه اینکه فقط یک بار زنگ زده باشد. من گفتم به هیچ عنوان وارد این مسائل نمی شوم.

ایشان در برنامه نود گفت که موبایلم را چک کنید. من زنگ نزدم و یک سال و نیم است که تماسی ...

- خب ایشان یک خط ندارند که. عذر می خواهم اگر حرف نزده پس چطوری در جلسه ستاد اخلاقی ایشان رفته گفته من زنگ زدم. ایشان در برنامه نود جلوی همه ملت ایران گفته که من زنگ نزدم ولی چطور رفته در جلسه هیات مبارزه با تخلفات حرفه ای گردن گرفته و گفته که من زنگ زدم، گفتم که به خاطر مشهد و امام رضا (ع) می خواستم تیم فوتسال را ببرم مشهد.

من نمی دانم از این واضح تر دیگر چه چیزی می خواهند؟ از این واضح تر؟ شما برنامه 90 را ببینید، اگر توانستید اشتباهی یا پنهان کاری از من بگیرید به من بگویید اما موقعی که ایشان جلوی این همه آدم گفته من یک سال و نیم پیش به خاطر کارت مربیگری با آقای مولایی حرف زدم، تازه می خواست با گفتن این حرف ها کاری کند که مولایی حرف نزد تا کارت مربیگری اش و فلان و ... حالا چطوری می شود این آقا در کمیته اخلاقی می گوید آره من زنگ زدم. اصلا این آقا که مسئولیت داوری دارد، برای چی زنگ می زند دنبال تیم فوتسال؟ چه نفعی برای ایشان دارد؟ یکی باید این را پیگیری کند. شما بخواهید ثابت کنیدکه یک نفر دارد دروغ می گوید دیگر باید چه کار کنید؟ دیگر دروغ از این واضح تر؟ شما بروید از آقای علیپور پرونده را بگیرید و نگاه کنید که این آقا چه گفته است.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
زیرنویســــــ تصویری